تبليغاتX
خدا و تنهایی مطلق من - بیا مرا از بهت نبودن بیرون بیاور.....بیا درد های مرا تسکین بده دوری تو مرگ تدریجی مرا رقم زده است...

خدا و تنهایی مطلق من

در مرداب درونم که قدم نهادی به چشمانم نگاه کن هنوز امید معجزه دارد از تو

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام اول به خدا بعد به تو......

خدایا اینجا من دارم از غم نبودنش به خودم می پیچم......دیشب دیگه داشتم مرگ رو

حس می کردم شیرین بود اما یه حس مثل تردید یا ترس هم همراهش بود....

خدایا تنهایی و خستگیه منو باور داشته باش دیگه این روزا بی تاب بی تابم

تحملم تموم شده بزار بفهمم باورم داری واست مهمم............

هر روز خاطراتش مهمون منو تنهاییامه دیشب تصور اینکه یه لحظه روحش کنارم نیست

تمام غم های توی دنیا رو تئو دلم جمع کرد اون لحظه خودت شاهدی که

از عمق وجودم ازت خواستم که حتی به اندازه یه نفس حداقل روحش از من جدا نکنی

خدایا باورم داشته باش من بدون اون می میرم...

خدایا ....من....بی او....دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

نوشته شده در شنبه 1390/09/26ساعت 10:58 توسط نازنین و تنهایی نابش| |

Design By : Mihantheme